iNetDoc

کامل ترین منبع دانلود مقاله و تحقیق

اعمال و تکالیف دینی در مثنوی معنوی مولانا

نوع : word - قیمت :10000 تعداد صفحه : 15

بخشی از مقاله : 

 

چکیده

باطن و حقيقت عمل در مثنوي معنوی از اهميت ويژه اي برخوردار است زيرا هر عملي در مثنوي مولوي دو بعد دارد: 1ـ بعد ظاهري عمل 2ـ بعد باطني عمل. مولوي در مثنوي معنوي به هر دو جنبه  از ايندو بعد عمل توجه دارد اما بر باطن و حقيقت عمل بيشتر تاكيد مي­ورزد. زيرا از نظر مولوي خداوند بيشتر به باطن و حقيقت اعمال انسان­ها توجه دارد نه به ظاهر عمل آدمي اينجاست كه مي­توان گفت تفسير مولوي از شريعت يك نوع تفسير باطني و طريقتي است. مولانا مجرد قول ظاهر را كافي و معتبر نمي­داند و در وراي آن ، حكمت و سّر آن عقايد را هم در تحقق به شريعت شرط لازم تلقي مي­كند .

کلید واژه: عمل، تکالیف دینی، باطن عمل، شریعت، مثنوی معنوی.

 

مقدمه

   مولوي حيات را حركت بي وقفه به سوي تعالي مي­داند. استكمال تمامي آفرينش از فروترين تظاهر تا برترين تجلي، و سيرتكاملي فرد، هر دو را مي توان در پرتو اين نور لحاظ كرد. خداوند دراين دنيا نردبان­هاي متفاوت نهاده ، آن­ها را براي مردم متفاوت مقدر ساخته است تا راه تعالي بپيمايند . نخستين پله­ي اين نردبان كه آدميرا به سوي حق بر مي­كشد اصل و اساس كاراست. همان­گونه كه در قرآن مي­آموزد و احاديث به تفصيل بيان مي­كنند نخستين گام، پيوستگي محض به فرايض ديني است. روزه گرفتن  نماز ، زكات ، حج و حج گزاردن واجب است زيرا  بيانگراعتقادراستين است:

این نماز و روزه حج وجهاد                                         هم گواهی دادانست از اعتقاد

              این زکات و هدیه و ترک حسد                                     هم گواهی دادن از سر خود  ( 5/4-183)

   هيچ جاي ترديدي نيست كه مقصود از عباداتي كه خداوند بربندگانش مقرر فرموده است شكل ظاهري انها نيست يعني خداوند نمي­خواهد بندگانش بدون علت و هدف مقداري حركات و سكنات و اذكاري را بجا آورند. اين بيهوده­ترين دستوريست كه ممكن است قابل تصوربوده باشد بلكه مطابق حكم بديهي عقل سليم و وجدان و آيات و قرآن و رواياتي كه در اين باره وارده شده است: روح عمل عبارتست از نيت و هدفي كه از آن عبادت منظورشده است . عبادات خشك و جامد تاريك ترين پرده ايست كه بروي عبادت واقعي كشيده مي شود اين عبادات صوري كه هيچ حقيقتي در خود نشان  نمي دهد بزرگترين سد راه سلوك الي الله است.

    انتخاب مثنوي به مثابه يكي ازبرجسته ترين متون عرفاني در ادبيات صوفيانه ايران و عمق و وسعت آن و نیز لزوم توجه بیشتر به باطن و حقیقت اعمال و تکالیف دینی تحرير اين مقاله را معقول و موجه مي­كند .

 

شريعت در عرفان مولانا

   شريعت عبارت از احكامي است كه رعايت آن­ها بر انسان لازم است و راه را به او نشان مي دهد انسان با رعايت شريعت مستعد به دست آوردن لطايف روحاني و باطني مي شود و همين كه اين استعداد حاصل شد او پيرو طريقت محسوب مي­شود  يعني، فايده ­ی شريعت راهنمايي است ( غني ، 1386: 190).

   شريعت در آن معني كه جاده طريقت را براي سالك راه حق روشن مي دارد علم به اصول عقايد و فروع احكام هر دو را شامل مي شود و شك نيست كه طريقت تا وقتي با تمام آنچه از وحي رسول و حكم قرآن درباره عقايد و احكام مقرر گشته باشد موافق نباشد نمي توان بر سيرت و سنت رسول مبتني باشد ؛ وقتي در تفاوت بين شريعت و طريقت از قول پيامبر مانقل كرده اند كه «‌ الشريعه اقوالي و الطريقه افعالي ... » ،پيداست كه تا جمله اقول وي به واجبي رعايت نشود تحقق بدانچه مربوط به افعال اوست براي سالك ممكن نخواهد بود ( زرين كوب ، 1362: 671).

    باعنایت به جان مثنوي طريقت و شريعت دو جزء جدايي نا پذير تلقي گرديده و بدين علت نزد مولانا رسيدن به كمال مطلوب بدون رعايت آداب و ظواهر شرع امكان پذير نيست. مثنوي قصه­ي پيغمبر است و پيروي از او چون ناظر بر عرفان عملي و سلوك تجربي است طبيعي است كه التزام به شريعت را براي  نيل به كمال  لازم مي­داند.

   مولانا در مقدمه دفتر پنجم مي­گويد : شريعت همچون شمع است ره مي نمايد و بي آنكه شمع به دست آوري راه رفته نشود و چون در ره آمدي آن رفتن تو طريقت است و چون رسيدي به مقصود آن حقيقت است شريعت همچون علم كيميا آموختن است از استاد يا از كتاب و طريقت استعمال كردن داروها و مس را در كيميا ماليدن است ، و حقيقت زر شدن مس ، يا مثال شريعت همچو علم طب آموختن است و طريقت پرهيز كردن به موجب طب و داروها خوردن و حقيقت صحت يافتن ابدي و از آن هر دو فارغ شدن .(مثنوی ،مقدمه دفتر پنجم)

   به هر حال اینکه در مثنوی شریعت به شمع تشبیه می شود نشان می­دهد که نزد مولانا شریعت تا وقتی از آن برای طی طریقت استفاده نشود بهره یی به سالک نمی­رساند و آشکارست که سالک تا قدم در راه نگذارد به شمع هم احساس حاجت نمی­کند،از این روست که مجرد شریعت با آنکه پیروی از آن واجب است، مادام که طالب متشرع از نور باطن ان برای روشنایی طریق سیر الی الله بهره نجوید به مقصد حقیقت، که به قول صوفیه عبارت از مشاهده ربوبیت است، منتهی نمی شود.از همین روست که شریعت حکم کیمیا را پیدا می کند، و تا وقتی مس وجود انسان از تاثیر مسّ کیمیا تبدیل نشود فایده­ی واقعی از کیمیا حاصل نیست. پس اشتغال به کیمیا هر چند در حد خود ارزشمند است در نفس خود اهمیت ندارد، فقط وقتی حصول کیمیا جوهر نفس را متبدل نماید اشتغال به کیمیا قابل توجیه می­شود .

 



نوع فایل : word
اندازه فایل : 15
قیمت : 10000
خرید