iNetDoc

کامل ترین منبع دانلود مقاله و تحقیق

بررسی کردن شایستگی های مدیریت برنامه برای انواع برنامه های مختلف

نوع : word - قیمت :10000 تعداد صفحه : 26

بخشی از مقاله : 

 

بررسی کردن شایستگی های مدیریت برنامه برای انواع برنامه های مختلف

چکیده:

این مقاله در واقع معنی ضمنی فرضیه " الگوی واحد" را به چالش می کشد که بر مسیر اصلی ادبیات شایستگی مدیریت برنامه حکمفرما می باشد. یافته های حاصل از مطالعات موردی 10 برنامه اجرا شده در یک شرکت بزرگ دارویی نشان می دهد که برنامه های مختلف به شایستگی های مختلف مدیران برنامه نیازدارند. براساس نوع شناسی برنامه  Pellegrinelli ما توانستیم چارچوبی را مطرح کنیم که شایستگی های مدیریت خاص را به انواع برنامه ها مرتبط می سازد.

با ایجاد کردن رابطه فیمابین ادبیات نوع شناسی های برنامه و ادبیات شایستگی مدیریت برنامه،این مقاله نشان می دهد که برنامه ها نباید به عنوان یک مقوله عمومی و همگن در مباحث مربوط به شایستگی مدیریت برنامه اعمال شوند.

علاوه براین، یافته های محتوای برنامه به عنوان یک متغیر احتمالی برای درک پویایی مدیریت برنامه مشخص شده است. این مقاله یک چارچوب مفهومی را نشان می دهد که ترکیبی از انواع برنامه ها با پروفایل شایستگی مدیریت برنامه می باشد که می تواند به منظور تصمیمات جلسات، ارزیابی کارکنان و توسعه سازمانی مورد استفاده قرار گیرد.

واژگان کلیدی: مدیریت برنامه؛ نوع شناسی برنامه؛ شایستگی ها؛ قابلیت ها؛ نظریه احتمالی؛  اداره پروژه پروفایل شایستگی.

 

 

 

1. مقدمه:

دارا بودن یک مدیر صلاحیتدار در واقع به عنوان یکی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر موفقیت پروژه ها (ترنر و مولر،2005) و برنامه  محسوب می شود. ازاین رو، بخش عمده این پژوهش به شایستگی مدیران پروژه و ارتباط آنها با موفقیت می پردازد   با این حال، تکیه کردن بر ادبیات شایستگی مدیریت پروژه بر ایجاد یک تئوری مدیریت برنامه ممکن است تا حدودی گمراه کننده باشد.

با این حال،برخی از مطالعات اختلافات عمیق فیمابین برنامه ها و پروژه ها را نشان داده اند و همچنین مشکلات ناشی از انتقال مستقیم فرضیات و نتایج  فیمابین دو جریان پژوهشی را نشان دادند.  

علاوه براین، درحالی که یک دید احتمالی بر گفتمان طولانی مسائل مربوط به طراحی سازمان حکمفرما بوده است (مینتزبرگ،1979) و قاعده عمومی در تئوری مدیریت پروژه  آغاز شده است، ولی با این حال هنوزهم در تئوری های مربوط به مدیریت برنامه این دیدگاه احتمالی گم شده است

اگرچه به خوبی ثابت شده است که برنامه ها متفاوت می باشند ، ولی با این حال توجه کمی بر اینکه چگونه اینگونه اختلافات بر پویایی مدیریت برنامه و پروفایل شایستگی مدیران برنامه تاثیرگذار می باشد، شده است

با برخی استثناء ،(به عنوان مثال، Pellegrinelli و همکاران،2007؛ شائو و مولر،2011)، ادبیات شایستگی مدیریت برنامه توجه محدودشده ای نسبت به اختلافات فیمابین برنامه های مختلف برحسب پیش نیاز، تکنولوژی، مفاد سازمانی و غیره دارد.باید با صراحت مطرح کرد: ما هنوز هم خیلی کم در مورد آنچه که باعث می شود تا مدیریت برنامه موفق تحت شرایط سازمانی مختلف قرار بگیرد، می دانیم.

این مقاله به اختلاف فیمابین پژوهش شایستگی مدیریت برنامه و نوع شناسی مطالعات برنامه می پردازد. براساس یک مطالعه موردی اکتشافی از مدیریت برنامه،10 برنامه مختلف مبنی بر یک جایگاه سازمانی انجام شدند که برهمین اساس، این مقاله چگونگی ارتباط شایستگی های مختلف مدیریت برنامه با مدیریت برنامه موفق را مورد بررسی قرار می دهد.

یافته ها نشان می دهد که تنظیمات برنامه های مختلف نسبت بر خواسته های مختلف مدیران برنامه بطور مشخصی قرار دارد،که در نتیجه برای مقابله با آنها ویژگی شایستگی های مختلف مورد نیاز است.براساس نوع شناسی Pellegrinelli ،این پژوهش مجموعه ای از پیشنهادات و یک چارچوب مفهومی را توسعه می دهد که شایستگی ها را به انواع برنامه ها مرتبط می سازد.

بنابراین، این پژوهش گفتمان آشکار مسائل مرتبط با شایستگی های رهبری مدیر برنامه در رابطه با احتمالات زمینه برنامه را مکمل می سازد . درواقع ،این مسائل به اهمیت ویژگی های برنامه های داخلی، به عنوان مثال محتوا، به عنوان یک عامل تعیین کننده رویکردهای مدیریت برنامه می پردازد.

این مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است. بخش 2 یک نمای کلی از شایستگی برنامه و تحقیقات نوع شناسی برنامه را ارائه می دهد که برگرفته از یک چارچوب نظری برای پژوهش می باشد.بخش 3 شالوده تجربی پژوهش و رویکرد روش شناختی گرفته شده را مورد بحث قرار می دهد. بخش 4 یافته ها را نشان می دهد. بخش 5 نتایج پیامدهای نظری و عملی را مورد بحث قرار می دهد و مسیرهای تحقیقات آینده را ارائه می دهد.

2. نظریه:

2.1. تحقیقات شایستگی در زمینه مدیریت پروژه و برنامه:

اهمیت مدیر پروژه، و شایستگی های مورد نیاز برای انجام موفقیت آن نقش، در ادبیات مدیریت پروژه از زمان ظهور نظم مورد تاکید واقع شده است(گادیس،1959). امروزه، تقریبا تا 60  سال بعد، دو جریان تحقیقات عمده در سراسر شایستگی مدیریت پروژه تکامل یافته است.
اولین جریان این پژوهش مبتنی بر مطالعات کمی است که تاکید بر تمایز مدیریت پروژه می باشد(ترنر و همکاران،2009)، و به رابطه خاص فیمابین پروفایل شایستگی و موفقیت مدیریت پروژه برای انواع پروژه های خاص می پردازد( مالاچ-پینز و همکاران،2009؛ مولر و ترنر،2010).

دومین جریان این پژوهش، بر اساس نظریات سندبرگ (2000) بر رویکرد عقلانی شایستگی های مدیریت پروژه می باشد(چن و پارتینگتون،2006؛ چن و همکاران،2008).در واقع این رویکرد بیشتر بر روی روشهایی متمرکز می باشد که براساس آن مدیران پروژه کارهای خود را درک و تجربه می کنند و از این رو مدل های شایستگی را با استفاده از مطالعات تفسیری را نشان می دهند (سندبرگ،2000).

تحقیقات قبلی نشان داده است که یافته های به دست آمده در زمینه پروژه خود بخود در زمینه برنامه معتبر نیستند(Lycett و همکاران،2004). با این حال، تحقیقات ویژه انجام شده در زمینه شایستگی های مدیریت برنامه، هنوز هم یک زمینه رو به آشکار می باشد.

تاکید این گفتمان بیشتر بر روی وجه تمایز بین شایستگی ها برای مدیریت پروژه های موفق و شایستگی ها برای مدیریت برنامه های موفق متمرکز بوده است  

به عنوان مثال، پارتینگتون و همکاران(2005)  برای یک مدیر برنامه اهمیت آگاهی های متنی و استراتژیک وسیع تری را مورد شناسایی قرار داده اند تا نسبت به مدیران پروژه.

علاوه براین، در مقایسه با مدیران پروژه، مدیران برنامه قرار است تا قابلیت بیشتری بر پذیرفتن عدم قطعیت و ابهامات داشته باشند  و به منظور کردن در یک حالت ذوالیمینین، به عنوان مثال پیوستن همزمان به بهره برداری کوتاه مدت از دانش موجود و اکتشاف بلند مدت راه حل های نوآورانه

علاوه بر این، مدیران برنامه باید بیشتر قادر به تعبیه کردن و اقتباس کردن تغییریافتن شرایط مداوم باشند،و همچنین باید در ایجاد رابطه ساختن و مدیریت ذینفعان ماهر تر باشند و از این رو بتوانند شایستگی های رهبری پیچیده تر را در برداشته باشند تا مدیران پروژه با چند استثناء شایستگی مدیریت برنامه در ادبیات به عنوان یک موضوع عمومی، کیفیت جهانی، مستقل از نوع برنامه، محتوای فنی، و یا زمینه سازمانی مورد بحث واقع شده است. تمرکز این مقاله بیشتر بر روی ویژگی های متمایز، و منحصر به فرد مدیریت برنامه می باشد.

در همین راستا، هنگامی که فیمابین وظایف و فعالیت های مدیران پروژه و مدیران برنامه اختلاف وجود داشته باشد،ازاین رو محققان به سمت برنامه هایی به عنوان یک مقوله همگن، عمومی تمایل پیدا می کنند.

در طول دهه گذشته، موضوع شرایط ضمنی و اثرات آن بر مدیریت برنامه شروع کرده است تا بتواند شتابی در پژوهش مدیریت برنامه به طور کلی به دست آورد. با این حال، تا کنون، اثرات ضمنی بر روی شایستگی های مدیریت برنامه به ندرت مورد مطالعه قرار گرفت.
به یک مورد استثناء می توان به شائو و مولر(2011) اشاره کرد که برخی از مدیران برنامه سبک رهبری خود را بر اساس شرایط خاص در حین اجرای برنامه تغییر می دهند(درهنگام نزدیک شدن به آخرین فرصت، و غیره) و این فرضیه نیز وجود دارد که متن یک موضوع ممکن است تاثیر میانه رو ای بر روی رابطه بین سبک رهبری برنامه و موفقیت برنامه داشته باشد.

این فرضیه از لحاظ آماری توسط شائو (2010) مورد تایید واقع شد که توانست انعطاف پذیری در ساختار حکومتی برنامه را که بر رابطه بین رهبری و موفقیت برنامه تاثیرگذار می باشد، را مورد شناسایی قرار دادند. با این حال، با وجود قسمت فزاینده پژوهش در مورد مسائل ضمنی در مدیریت برنامه، در واقع جریان ادبیات شایستگی در این پژوهش، اساسی نیست.

در نتیجه، ما اطلاعات خیلی کمی در مورد اینکه چگونه عوامل زمینه ای به شایستگی های مدیریت برنامه خاص نیاز دارند، می دانیم.از این رو، با وجود اهمیت آن در تئوری سازمان (مینتزبرگ،1979)، تحقیقات مدیریت پروژه و شایستگی مدیریت پروژه(مالاچ- پینز و همکاران،2009؛ مولر و ترنر،2010) و نگرش اقتضایی به شایستگی های مدیریت برنامه توسعه داده نشده است. در ادبیات موجود، مدیریت برنامه هنوز هم به عنوان یک مقوله همگن مفهوم یافته است.

2.2. نوع شناسی برنامه ها:

مطالعات مختلف متعدد تفاوتهای عمیق فیمابین برنامه های مختلف را نشان داده اند و طیف گسترده ای از نوع شناسی برنامه ها را پیشنهاد کرده اند،و همچنین انواع مختلف پیکربندی برنامه ها را در رابطه با ماهیت و آمیزه ای از پروژه ها را شرح داده اند.
در تلاش های اولیه، Ferns(1991) یک نوع شناسی از سه طبقه بندی برنامه را پیشنهاد کرد که عبارتند از:                                                                                                                 ( 1)" برنامه

 

های استراتژیک"- ناشی از جهت گیری مجدد استراتژیک مهم با پیروی از یک رویداد سازمانی عمده و اثرگذاری ساختارها، استراتژی ها و سیاست های سازمانی؛

 (2) "برنامه های چرخه کسب و کار "- انواع نمونه های اساسی برنامه ها که اهداف عمده آنها، اولویت بندی و کنترل پروژه مرتبط با چرخه های برنامه ریزی و بودجه می باشد؛ و

(3) "برنامه های تک هدف"- نزدیک به پروژه های مگا(فضای برنامه، و غیره)، که اغلب در خارج از مرزهای یک سازمان اجرا می شود.

در یک نوع شناسی متناوب، Gray(1997) ادعا کرد که پویایی برنامه ها با توجه به سطح کنترل و شدت مدیریت مستقیم تحمیل شده بر روی پروژه ها متفاوت می باشد.
نوع شناسی پیشنهادی شامل(1) " برنامه های بی قاعده" که در آن برچسب برنامه تنها برای گزارشدهی مورد استفاده قرار می گیرد"،(2) " برنامه های قوی" که در آن مدیریت برنامه کنترل می شود و پروژه ها را از نزدیک هدایت می شود، (3) "برنامه های باز" متوسط، که در آن مدیریت برنامه جریان اطلاعات را به منظور هماهنگی پروژه ها بدون کنترل کردن مستقیم آنها آسانتر می کند.

در پیشنهاد سوم، Gray و بامفورد (1999) برنامه ها را به دو نوع گروه طبقه بندی کردند: " برنامه های ارائه شده(تحویل) " و"برنامه های پلت فرم".

در واقع، برنامه های ارائه شده(تحویل) با ایجاد درآمد تمرکز بر روی مشتریان خارجی دارد(توسعه محصول، قرارداد مشتریان خارجی، و غیره)، در حالی که برنامه های پلت فرم تمرکز بر روی قابلیت های فیزیکی و سازمانی به منظور امکان ساختن " برنامه های ارائه شده(تحویل) " دارند.

علاوه بر این، اواریستو و ون فنما (1999) توانستند یک نوع شناسی چهارم را بر اساس تعداد محل هایی که در آن پروژه های برنامه در حال وقوع هستند و اینکه ماهیت فعل و انفعال محل پروژه (بسته به اینکه آیا پروژه ها به صورت محلی و یا توزیع شده هستند، و اینکه آیا هر یک از این محل ها تقسیم شده اند یاخیر) را معرفی کنند. علاوه بر این، Vereecke و همکاران (2003) یک نوع شناسی مبتنی بر دو پارامتر را پیشنهاد کردند(1) اینکه آیا پروژه ها زمانی که برنامه ایجاد شده بودند، وجود داشتند یا خیر، و(2) اینکه آیا پیامد برنامه های در نظر گرفته شده نشان دهنده یک تغییر بزرگ، یا افزایشی بر سازمان می باشد یا خیر.

 

در نهایت، برنامه ها را به سه نوع مبتنی بر دلایل منطقی برای ایجاد برنامه، طبقه بندی کردند که مربوط به روش های مختلفی می باشد که درآن مدیریت مبتنی بر برنامه می تواند ارزش آفرینی کند، در مقایسه با مدیریت پروژه های فردی. با این حال، بسیاری از اینگونه نوع شناسی ها عمدتا بر اساس سهم مفهومی مبتنی بر استدلال منطقی توسط محققان آگاه قرار گرفته اند. تعداد معدودی از آنها مبتنی بر شواهد تجربی صریح واقع شده اند.

 



نوع فایل : word
اندازه فایل : 26
قیمت : 10000
خرید