iNetDoc

کامل ترین منبع دانلود مقاله و تحقیق

طراحی سرای کودک با رویکرد خلاقیت (مطالعه موردی: شهرستان اهواز)

نوع : word - قیمت :15000 تعداد صفحه :88

بخشی از پروژه :

1-1- بیان مسأله

موفقیت و پیشرفت های انسان در گرو اندیشه های بارور و موثر اوست. در عصر گسترش روز افزون اطلاعات و ارتباطات، مسئله ای که بیش از هر چیز توجه پژوهشگران را به خود معطوف کرده است، چگونگی رشد و ارتقا این اندیشه های بارور و خلاق است. علم روان شناسی ثابت کرده است که بهترین زمان برای تربیت و شکوفایی استعدادهای انسان، دوره ی کودکی اوست زیرا تمام صفات اکتسابی و الگوهای رفتاری و عادات لازم در این زمان اخذ می شود و شخصیت واقعی کودک بر اساس همین عامل شکل می گیرد(نساجی زاده، 1384، ص. 46). در سال های اخیر تحقیقات بسیاری انجام شده است که از میان عوامل متعدد تاثیرگذار در رشد خلاقیت کودک؛ شیوه های آموزشی، جنبه های عاطفی-شناختی و نیز مسائل تربیتی مورد بررسی قرار گرفته اند؛ اما به تاثیر کیفیت فضای معماری در پرورش خلاقیت، کمتر توجه شده است(شفایی و مدنی، 1389، ص.215). این در حالی است که برخی مطالعات نشان داده است شرایط فیزیکی محیط، رفتار ساکنین در آن محیط را تحت تاثیر قرار داده و در بروز رفتارهای هنجار و ناهنجار و پرورش و ارتقای خلاقیت موثر می باشد. طبق نظریه ی جان لنگ تغییر در محیط مصنوع مستقیما منجر به تغییر در رفتارها خواهد گردید(مرتضوی، 1376، ص. 15). بنابراین تمامی محیط هایی که کودکان در آن حضور می یابند، در شکل گیری شخصیت کودک و رفتار او موثر اند. در این بین فضاهای آموزشی به عنوان یکی از مهم ترین محیط های اثر گذار در شخصیت کودک از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهند بود. کانون پرورش فکری کودکان یک نهاد فرهنگی و کمک آموزشی است که با تولید و انتشار کتاب، فیلم، نمایش و ایجاد پایگاه هایی برای عرضه ی این محصولات و برگزاری کلاس های متعدد پرورشی و کمک آموزشی به منظور غنی کردن اوقات فراغت و ارتقاء توانمندی و استعدادهای کودکان در سال 1344 تاسیس شد و تا به امروز به فعالیت خود ادامه داده است.

  کودکان حساس ترین و تاثیر پذیر ترین گروه سنی جامعه را تشکیل میدهند و در حساس ترین و مهمترین سالهای زندگی شان یعنی زمانی که پایه های رشد شخصی ،ذهنی ،جسمی و اجتماعی آنها شکل می گیرد تا زمانی که وارد اجتماع میشوند ، نیازمند این هستند تا زندگی اجتماعی را در مقیاس خود تجربه کنند و این امر مستلزم فراهم بودن فضای کودکانه و صمیمانه است که در آن کودک فرصت بیان افکار تازه و پرورش و رشد استعداد هایش را داشته باشد،فضای تازه و پرورش و رشد استعدادهایش را داشته باشد ،فضایی که زمینه ای ثمر بخش برای نسل  آینده باشد ،فضاهایش می بایست خلاقانه باشد نه تقلید از شده :محیطی محرک برای آزاد کردن اندیشه و بیان خلاقانه (شاطریان 1387)امروزه در حوزه معماری ، توجه به مفهوم (تقویت خلاقیت )در طراحی فضا ها و محوطه های مناسب برای کودکان در راستای بر انگیزش و ارتقا سطح خلاقیت از محورهای مورد بحث در جامعه علمی است . چنانچه عقیده معماران در طرح ساختمان های کودکان بر این است که با احساس تعلق به فضا و اینکه در خانه خودشان هستند ، بتوان خلاقیت آنها را تحریک کرد (کروند 1385،ص97)یعنی به عبارتی بهتر ، کودکان تمایل دارند تا در زمینه فضاها ،احساس هماهنگی هویتی خاص با فضا ها داشته باشد تا به صورت آزاد (حداقل از دیدگاه خودشان) به دخل و تصرف در محیط و پرورش حس آفرینشگری درونی خود اقدام کنند . همچنین باید گفت که شخصیت کودکان در سالهای اول زندگی از بدو تولد تا پیش از هفت سالگی شکل می گیرد رشد کودک در سالهای ابتدای زندگی از عوامل بسیار تاثیر می پذیرد . فعالیت و بازی ، یکی از ارکان اصلی رشد ویادگیری هر کودک است در ارتباط با فضا و محیط رشد شخصیتی و اجتماعی او را شکل می دهد . لذا فضاهای کودکان میبایست مناسب و مطلوب برای رشد جسمی ، ذهنی ، عاطفی و اجتماعی کودکان باشد که در روند تقویت خلاقیت او نیز تاثیر دارد (شاطریان1378). از طرفی معماران همیشه با توجه به نیازهای جامعه و مخاطبین در صدد ایجاد خلاقیتهایی در جهت بهینه سازی فضاها برای مخاطبین بوده اند. اما متاسفانه در ایران وبخصوص شهرستان اهواز اکثر دبستانها و مهدکودک ها در فضاهای فاقد طراحی مناسب و یا در فضاهایی با کاربری غیر آموزشی مثل خانه  تاسیس میگردند.  شناخت ابعاد و عوامل موثر بر روی طراحی چنین بناهایی و نقش و نتایج مثبت در قبال بودنشان که بر تعالی و پیشرفت جامعه دارد، مهم است  از این رو هدایت کودکانی که حضور در چنین فضایی را تجربه می کنند، به سوی نگاه و تفکر خلاقانه، سخت به نظر می رسد. چرا که بارور کردن روح کاوش و تقویت فرآیند تفکر و خلاقیت در کودک، زمانی ممکن و موثر است که این امکان برای او فراهم شود. اما با شناخت و تکیه بر قابلیت های فرهنگسرای کودک و به کارگیری اصول ارتقا دهنده ی خلاقیت در طراحی فضاهای مختص کودکان، می توان نهادی را بنا نمود که علاوه بر تحقق اهداف ابتدایی خود، بستری باشد در جهت ارتقا انگیزش کودک برای بازی، کنجکاوی، خیال پردازی و مشارکت اجتماعی او تا بدین ترتیب زمینه ی شکوفایی و رشد خلاقیت کودک فراهم شود. پرورش خلاقیت باید ازهمان سالهای نخست کودکی آغاز شود تا تدریجاً شکل گیرد و رشد یابد زیرا اوج خلاقیت تا سنین8 سالگی است. (آرام فرد 1380) از اینرو باتوجه به خصوصیات ذکر شده در مورد فرهنگسرای کودک، شهرستان اهواز از این قاعده مثتثنی نیست، باتوجه به افزایش مهاجرت به شهرستان اهواز و نیاز به توسعه فیزیکی و زیرساختی که تاکید ما در این تحقیق بر مسائل  فرهنگی و آموزشی است، همچنین کمبود فضاهای پرورشی و فرهنگی کودکان در این شهر از نیازهای مبرم باتوجه به سطح بالای استعدادها می باشد، لذا که این شهر از مناطق محروم کشور در خصوص فضاهای آموزشی کودکان، سطح آموزشی کودکان، زیرساختها، و ... محسوب می گردد.  بنابراین هدف از تحقیق حاضر دستیابی به طراحی فرهنگسرای کودک با رویکرد ارتقای خلاقیت در شهرستان اهواز می باشد.

 

1-2- اهداف تحقیق

1-2-1- هدف کلی

فراهم آوردن بستری برای ارتقاء خلاقیت در کودکان از طریق ایجاد فضای معماری مناسب بواسطه طراحی فرهنگ سرای کودک

 

1-2-2- اهداف اختصاصی

شناخت مولفه های تاثیر گذار بر کیفیت فضای معماری و خلاقیت کودکان

 بررسی رابطه  بین عوامل موثر خلاقیت و نوع طراحی فرهنگ سرای کودک.

 

1-3- روش کار پایان نامه

روش تحقیق به موضوع اهداف و ماهیت تحقیق بستگی دارد ودر تحقیق حاضر با توجه به ماهیت موضوع از روش کمی استفاده می شود و در بعد کمی از روش توصیفی استفاده می شود. در این تحقیق جهت گردآوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای،  مقالات،  کتب، سایت های اینترنتی و ... استفاده می نماییم.

 

تعریف کودک

نظریه هاي عمده دربارة اینکه چه تفاوت‌ها یی بین نوباوگان، کودکان ، نوجوانان ، و بزرگسالان وجود دارد دو احتمال را شامل میشود: یک دیدگاه بر ای ن باور است که نوباوگان و کودکان خیلی شبیه بزرگسالان به دنیا پاسخ میدهند و تفاوت بین بالغ و نابالغ صرفاً به مقدار یا کیفیت پیچیدگی مربوط میشود، و طبق دیدگاه دوم نوباوگان و کودکان روشهایی منحصربه‌فرد در فکرکردن ، احساس کردن، و رفتارکردن دارند که کاملا با روشهاي بزرگسالان تفاوت دارد (Arsenio and Lemerise, 2010) با این حال، حوزة رشد انسان، به طور فزایندهاي، به موقعیتهاي متفاوتی که کودکان و بزرگسالا ن در آن زندگی می‌کنند واقف است(Kagan, 2003) و ممکن است تفاوتهاي زیاد آنها در رشد شناختی و آگاهی از پیرامون، نیازهاي اولیه ، و اولویت هاي آموزشی به‌خوبی مشهود باشد (Freund and Baltes, 2000)

براي نخستین بار در حدود 1600 میلادي مفهوم کودکی به‌منزلۀ مفهومی مستقل مطرح شد (وندرزندن،1383 ). در قرون وسطی مفهوم کودکی، به صور تی که ما امروزه میشناسیم، وجود نداشت. کودکان بزرگسالان کوچک درنظر گرفته می‌شدند و تربیت آنها مشتمل بر این بود که به آنها اجازه داده شود در کارهاي بزرگ سالا ن شرکت کنند(Aries, 1962) پلومب معتقد است که در قرون وسطی، بر اي نامیدن یک شخص هفت تا شانزده ساله، هیچ کلمه‌اي وجود نداشته است(Plumb, 1972). اصطلاح کودك رابطۀ خویشاوندي را بیان میکرد، نه دورة سنی معینی را. در اروپاي قرون وسطی، کودکی به صورت دورهاي مجزا از بزرگسالی درنظر گرفته نمیشد (Leat, 1997).

شناخت کودك در هر مرحله از لحاظ کیفی تغییر می‌کند (سانتراك، 1387) بنابراین میتوان انتظار داشت هر دورة سنی برنامه، ضروریات، نیازها، و فرصتهاي منحصربه فرد خود را داشته باشد که شباهتهایی را در رشد ما بین افراد به بار می‌آورد (Staudinger and Lindenberger, 2003)

از نظر پیاژه، از اواخر دورة حسی حرکتی، تغییرهایی در جهت تجسمی شدن فعالیتهاي عقلی آغاز میشود. خزانۀ لغات بر اساس شکلگیري مفاهیم در کودك افزایش می‌یابد. کودك براي بیان مفاهیم از دال و مدلول در شکل رابطه اي قرارداد ي و اجتماعی سود می‌جوید (منصور، 1385).

 

 

2-2- کودکان و معماری

از فضای هستی بعنوان سیستم نسبتا پایداری از "برداشتهای محیطی " یاد شده است . "پیازه " ثابت می‌کند که فکر پیدایش یک دنیای نظام یافته ، بتدریج ودر زمان کودکی به وجود می‌آید و الزاما اینکه یک دنیای نظام یافته ،یک رشته از تصورات فضایی را که در حال گسترش هستند در بر می‌گیرند . پیازه با بکار بردن کلمه "بقا" این روند را مشخص می‌کرد . اساسی ترین تجربه این است که اشیاء ماندنی و دایمی هستند اگر چه ممکن است که از میان رفته یا تغییر ماهیت دهند .

پیازه استدلال میکند که ((جهان درون مجموعه ای اشیاء دایمی که با روابط عادی به یکدیگر پیوند یافته اند بنا شده است )). این روابط جدا از موضوع بوده و در فضا و مکان قرار دارند چنین دنیای بعنوان جزیی در کل را شامل می‌شود . او با توجه به طبیعت فضا می‌گویند : ((طبیعت حقیقی فضا در خصوصیت کم و بیش گسترده ی حواس نهفته نیست بلکه در هوش نهفته است و این هوش است که حواس را از درون به یکدیگر پیوند می‌دهد . بنابراین فضا نتیجه فعل و انفعالاتی میان ارگانیسم ومحیط است که در آن تفکیک ساختمان جهان متصور از نفس عمل غیر ممکن است )).

دنیای کودک بصورت موضوعی و عینی تمرکز یافته است . از لحاظ حرکتی و ادراکی او توانایی کمی برای نفوذ در جهان پیرامون دارد بنابراین  برداشتی که او از محیط دارد از عوامل پایدار محدودی تشکیل می‌شود لذا پیازه معتقد است که فضای کودکی را میتوان به‌عنوان مجموعه ای از فضاهای منفرد و مجزا که هر یک کاملا  "بر کردار واحدی متمرکز می‌شوند توصیف نمود . روابط اولیه ای که به این فضاها نظم و تربیت می‌بخشد دارای خصوصیت موضوعی بوده ، حتی پیش از جای گرفتن " شکل " و "اندازه " برقرار شده اند . شناخت موضوع به فواصل و ابعاد و زوایا و مساحتها ی پایدار مربوط نبود بلکه به روابطی مانند تقارن و توالی و ترادف و ترتیب و تداوم مبتنی می‌باشد (کرستیان، 1353).

یکی از اصلی ترین وظایف هر فضای معماری آن است که نیازها و علایق استفاده کنندگان را به نحوی مطلوب و شایسته پاسخگو باشد ، برای نیل به این مهم باید این استفاده کنندگان شناخته شوند و خواستها و مطلوبیت‌های آنان شناسایی شود . پی بردن به این امر در مورد بزرگسالان در فضای مورد نیاز آنان براحتی صورت می‌گیرد چراکه آنان شناسایی شود . پی بردن به این امر در مورد بزرگسالان در فضاهای مورد درک فضاهای معماری تقریبا شبیه به هم فکری می‌کنند در حالیکه در مورد کودکان این چنین نیست زیرا ساختار ذهنی کودک و شیوه‌های تعقل و احساس کردن در او با بزرگسالان تفاوت‌های اساسی دارد . لذا لازم است تا طراح معمار هنگام کار برای کودکان با این تفاوت‌ها آشنا باشد و به آن‌ها توجه کند.

2-2-1-  معماری بستر رشد کودک

از آنجایی که در اکثر دیدگاههای روانشناسی رشد ، به بررسی رفتار‌ها بیشتر از سایر موارد پرداخته شده و غالبا از مجموع عوامل محیطی مختلف به والدین ، مربیان  ، دوستان و اشخاص مرتبط با کودک بسنده شده است . در حالیکه فضاهای معماری و ظرف  مکانی که اغلب فعالیتها را  در خود جای می‌دهند ، نادیده انگاشته شده یا کمتر مورد بحث قرار گرفته است . لذا در این رساله سعی شده تا این موضوع بیشتر مورد کند و کاو قرار گیرد .

2-2-2-   هشت مرحله رشد اریکسون از دریجه نگاه معماری

مرحله اول : نتیجه مراحله اول اریکسون احساس امنیت و اعتماد به محیط می‌باشد که در اثر پاسخ‌های درست و به موقع به نیازهای عاطفی و جسمی کودک به وجود می‌آید . توجه به رابطه کودک و مادر بخش مهمی از این مرحله را به خود اختصاص می‌دهد .

اگر فضاهای معماری به گونه ای طراحی شوند که ما در اولین صدای گریه کودک خود را بشنود و بتواند به موقع به او پاسخ دهد و یا در حین کار در آشپزخانه ،به راحتی یک رابطه بصری قوی با کودک خود داشته باشد و بتواند از طریق گفت و گو با فرزند خود رابطه عاطفی ایجاد نماید ، آن وقت ، می‌توان فضای معماری را متناسب با رشد ودر اقع بستر رشد کودک محسوب نمود .

فضاهای شفاف و دارای رابطه عملکردی خوب ، به طوریکه حداقل رفت و آمد بین فضاها را داشته باشند ،باعث میگردند تا مادر بتواند در اسرع وقت به کارهایش بپردازد و زمان بیشتری را با کودک خود سپری کند .

مرحله دوم : (در طول دومین وسومین سال زندگی ،کودکان شروع به برقراری رابطه با دیگران میکنند . راه می‌روند ، بالا می‌روند ، هل می‌دهند و می‌کشند ، اشیاء را گرفته یا رها می‌کنند . کودکان از این مهارت‌های پرورش یافته در خود ، احساس غرور میکنند و دوست دارند تا حد امکان خودشان کارهایشان را انجام دهند . 

در این مرحله ،برخورد عمده‌ای که بین خواستهای والدین و کودک وجود دارد ، معمولا به آموزش توالت رفتن مربوط می‌شوند . در مرحله دوم رشد ، آموزش توالت رفتن اولین تلاش جامعه برای تنظیم کردن نیازهای غریزی کودکا به شمار میروند )(دوان وسیدنی  الن 1391) . نقش معماری نیز در این مرحله بسیار روشن و مهم است . به بیان دیگر ، وجود فضایی روشن ، تمیز ، زیبا و آرام که مبلمان متناسب با سن کودک و آ یینه و گلدان و کاشی‌های رنگین آراسته شده باشد و هرگونه عاملی که باعث ترس و یا عدم رغبت کودک شود در آن وجود نداشته باشد . نیمی از مشکلات توالت رفتن را حل می‌سازد . زیرا فضا ، کودکان را تشویق به توالت رفتن میکند و ترس را در او به حداقل میرساند .

مرحله سوم :در این مرحله که بین سنین 5-3 سالگی واقع می‌شود ، توانایی‌های حرکتی و ذهنی در حال رشد می‌باشد و کودکان قادر به انجام دادن کارهای بیشتری برای خودشان هستند . در این مرحله ،کودک باید بتواند آزادانه اندیشه‌ها و فعالیت‌های خود را بروز دهد . اگر والدین ، کودک را تنبیه کنند و به این طریق جلوی این رفتار‌ها را بگیرند ، کودک احساس گناه مزمنی که تمام فعالیت‌های خود انگیخته در سراسر زندگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد ، پرورش خواهد داد ( دوان و سیدنی الن 1391 ). داشتن فضایی باز و گسترده و بدون مانع به کودک امکان بازی کردن و تجربه نمودن را می‌دهد . البته نحوه طراحی فضا می‌تواند به گونه ای باشد که کودک ، در عین آزاد بودن ، مزاحمتی برای سایر افراد ایجاد نکند . لوازم و مبلمان باید به گونه ای طراحی  شوند که کودک به راحتی با آن‌ها بازی کند و امکان کشف کردن را به او بدهد .

مرحله چهارم : اگر چه ما از تولد تا 11 سالگی استقلال روز افزون را تجربه می‌کنیم ، رشد روانی – اجتماعی مان به مقدار زیاد به رفتار‌ها و نگرش‌های والدین و معلمان ما بستگی دارد . در طول این دوره این‌ها عموما مهم‌ترین افراد زندگی ما هستند و ما انتخاب و یا کنترل کمی بر آن‌ها داریم ( دوان و سیدنی الن 1391 ) مرحله چهارم از رشد که با دوران ابتدایی تحصیل کودک در این سنین بیشترین لحظات خود را در مدرسه و در حال آموزش سپری می‌کند . معمولا فضای آموزشی باید به گونه ای طراحی شوند که به همه کودکان امکان بازی و آزمایش کردن را بدهد . البته از نقش الگوهای  آموزشی و برنامه‌های تربیتی نیز نباید غافل شد . زیرا آنان نحوه انجام فعالیت‌ها را تعریف می‌کنند و معماری در کنار آنان ، همچون ظرفی است که فعالیتها را درون خود جای داده و به بهترانجام شدن آن فعالیت کمک می‌کند .

مرحله پنجم : نوجوانی بین سن 12 تا 18 سالگی مرحله ای است که باید در آن با بحران هویت مواجه شده و آن را حل نماییم . افرادی که با احساس هویت نیرومند ، از این مرحله بیرون می‌آیند ، برای روبرو شدن با بزرگسالی به اطمینان و قطعیت مجهز هستند و بر عکس ، کسانی که در رسیدن به هویت منسجم ناکام می‌مانند ، دچار بحران هویت شده و به نظر اریکسون دچار سردرگمی نقش می‌شوند . (دوان و سیدنی الن 1391 )تاثیر معماری در این مرحله از رشد بسیار مهم و قابل توجه است . در حالیکه اکثر این قشر از جامعه ، از نظرها دور مانده اند و بیتر فضاهای طراحی شده ، به کودک بیشتر از نوجوان پرداخته اند.

نوجوان در این سن دوست دارد تا فضایی متناسب با روحیات و ویژگی سن خود را داشته باشد . او در حالیکه از فضاهای کودک به دلیل بچه گانه بودنش بیزار است از فضای که خیلی متشخص و مربوط به دوران بزرگسالی است هم ، احساس خوشایندی ندارد.

با توجه به روحیه خاص نوجوان و همچنین نقش شناخت هویت در سپری کردن موفق این مرحله و مراحل بعد ، توجه به معماری را به‌عنوان بستر رشد ، دو چندان می‌کند . فضاهای معماری در عین شاد و مهیج بودن باید ، هویت ملی و فرهنگی با ارزش نوجوانان که میراث آباء و اجداد اوست را در خود داشته باشد .

نوجوان باید  آینده خود را به کمک شناختی که از گذشته پیدا میکند رقم بزند . البته هیچ یک از موارد نباید بصورت مستقیم به نوجوان ارایه شوند . بلکه بصورت غیر مستقیم و روی ناخوداگاه او باید کار تکرار نقش‌ها در زمینه یک فضای معماری و تکرار یک موسیقی در متن یک فضای فرهنگی ، کم کم با ناخود آ گاه ذهن حساس او رسوخ خواهد کرد و پیام اصلی را در پس زمینه فکر او ایجاد خواهد نمود .

مرحله ششم : از پایانی نوجوانی تا حدود 35 سالگی ادامه دارد . فرد در طول این دوره از والدین و سازمان هایی مثل مدرسه مستقل می‌شود و به‌عنوان بزرگسالی پخته و مسئول ، شروع به کار می‌کند . محصول این دوره ، عشق می‌باشد که از صمیمیت سالهای اول بزرگسالی پدید می‌آیند .

مرحه هفتم : در حدود 35 تا 55 سالگی مرحله پختگی و بالندگی است که فرد طی آن باید فعالانه و به طور مستقیم به آموزش و هدایت کردن نسل بعد بپردازد . اریکسون مشغول بودن در سازمان‌های تجاری ، دولتی و یا آموزشی را فرصت هایی برای نشان دادن خلاقیت می‌داند . زیرا آن‌ها به دنبال ایجاد گنجینه دانش و وسایلی برای هدایت نسل جدید هستند ، اما اگر چنین چیزی برای خلاقیت پیدا نشود ، ممکن است دچار (رکود ، کسالت و ضعف ) گردند و یا از نظر جسمی و روانی بیمار گردند .

مرحله هشتم : یعنی بالندگی و پیری زمان بررسی کردن و ارزیابی نهایی است . افراد مسن باید کاری بیش از اندیشیدن انجام دهند . آن‌ها باید سرزنده و شرکت کنندگان فعال در زندگی باشند . باید در جستجوی چالش و تحریک از محیط شان باشد . خود را درگیر فعالیت هایی مثل پدر یا مادر بزرگی کنند و به آموزشگاه برگردند و مهارت‌ها و علایق جدیدی را پروش دهند . وجود بستر مناسب در جامعه ، برای شرکت این افراد در فعالیتهای مهم اجتماعی و استفاده از تجربیات ارزنده آن‌ها ، نقش مهمی در بحران این مراحل دارد . وجود فضاهایی که این قشر از جامعه به راحتی به انجام فعالیتهای مختلف و اتقال تجربیات خود به جوانترها بپردازد . ( دوان و سیدنی الن 1391 ) .

 



نوع فایل : word
اندازه فایل : 82
قیمت : 15000
خرید