iNetDoc

کامل ترین منبع دانلود مقاله و تحقیق

جایگاه اخلاق در اسلام

نوع : word - قیمت :3000 تعداد صفحه :11

بخشی از مقاله : 

جایگاه اخلاق در اسلام

چکیده

بدیهی است نظام اخلاقی اسلام سرشار از فضایل و گزاره های اخلاقی است که فرد مسلمان به وسیله تطبیق عملی آنها، توانایی اکمال دین خویش، وگام برداشتن در مسیر اصلاح امور دنیا و آخرت خویش را کسب میکند.

در این نوشتار، با تمسک به سرچشمه های اولیه شریعت مقدس ، تلاش بر این است به تحلیل و بررسی توجیهات و رهنمودهای دین در مورد ویژگی ها و تئوری نظام اخلاقی اسلام ونقش کاربردی آن در اکمال دین و به تعالی رساندن فرد مسلمان در رسیدن به کمال مطلوب و حیات طیبه قرآنی پرداخته شود تا تفاوت آن با نظام های اخلاقی دیگر که غالباً برای تأمین خوشبختی انسان و لذت بخشی به زندگی او تعریف می شوند، مشخص گردد چرا که این گونه نظام ها با به چالش کشیدن غایت گویا، به ثمره نظام اخلاقی خود نمی اندیشند و تنها وظیفه گرایی را شعار خود می دانند . در حالی که رهنمود ها وغایتهای الهی موجود در این نظام،در تربیت وتزکیه نفس انسان نقش سازنده ای را ایفا می کند که فرد مسلم ملزم به رعایت عملی آنها می باشد، ودر صورت اعراض از آن نسبت به حقوق الهی مقصر و گناهکار بشمار می آید . ونظام اخلاقی با اتکای به تبیینات ربانی، به عنوان نظامی غایت گرایانه همراه با وظیفه گرایی ناشی ازاراده الهی بررسی می شود تا برتری آن بر نظام های اخلاقی دیگراثبات شود و دیدگاه اسلام را درمورد مسئله مهم نسبیت در اخلاق روشن می سازد .

مقدمه:

بدون شک ، قرآن کریم تنها برنامه زندگی است که سعادت و خوشبختی را برای هر فرد تضمین می کند، در این اساسنامه که از سوی خالق وآمرانسان تنظیم شده، نیازهای ریز و درشت او برای رسیدن به کمال سعادت وخوشبختی مطرح شده است .

دین اسلام مجموعه ای از عقاید و تعالیم و دستورات عملی می باشد که در قالب تعالیمی هدایت بخش بر قلب پیامبر(ص) از جانب خالق حکیم وحی شده است و نظام اخلاقی را به صورت مجموعه آموزه هایی که راه و رسم زیستن به نحو شایسته و بایسته را در آن ترسیم کرده، بایدها و نبایدهای ارزشی حاکم بر رفتار آدمی را تبیین نموده، ودر نتیجه بخوبی به رابطه تنگاتنگ دین و اخلاق پی خواهیم برد واخلاق را پاره ای ناگسستنی از دین به شمارخواهیم آورد. ازاین رو سخن گفتن از نظام اخلاقی منسوب به اسلام امری موجه وگفت وگودرباره ساختار کلی حاکم بر این نظام امری درخور تامل و اندیشه خواهد بود

قطعاً خاستگاه بنیادین دستورات اخلاقی در اسلام، نه لذت طلبی است و نه سودجویی، نه خرد و نه وجدان، نه عرف و نه جامعه و نه تجدد مآبی، و نه دیگر چیزهایی که مکاتب اخلاقی مطرح کرده اند، بلکه منبع فرامین و ملاک عمل و دستور اخلاقی – در اساس کار – همان وحی الهی است.

بر همین مبنا خیر، آن چیزی است که خداوند فرمان انجام آن را صادر نموده است، و شر و بدی، آن چیزی است که خداوند از آن نهی فرموده است. به عبارت دیگر شریعت اسلام شریعتی است همنوا با سرشت سالم، و موافق با اندیشة بالنده و رشدیافته. و جای شگفتی نیست که قرآن وارستگان و صاحبان اخلاق نیکو را با صفت ۶۴۸۳۱; لِّأُولِی الْأَلْبَابِ ۶۴۸۳۰; توصیف می کند، همچنانکه در پایان برخی اوامر و نواهی به همین نکته اشاره می کند، از جمله در این فرموده:

;ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونََ ;

« این ها اموری هستند که خدا به گونة مؤکد شما را بدانها توصیه می کند تا آن ها را بفهمید و خردمندانه عمل کنید»

به همین دلیل می بینیم که اخلاق در اسلام فقط بر فرمان قاطع و تکلیف تعبدی تکیه نمی کند، بلکه بر مخاطب ساختن اندیشه ها و تحریک وجدان ها، در مورد یک نظام اخلاقی قابل فهم و برهانی دارای پیامدهای دنیوی و اخروی مشخص نیز تکیه می نماید؛ از جمله در مورد سفارش های لقمان به فرزندش:

; یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنکَرِ وَاصْبِرْ عَلَی مَا أَصَابَکَ  إِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا  إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ وَاقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِکَ  إِنَّ أَنکَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ

«ای فرزند عزیزم! نماز را چنانکه شاید بخوان، و به کار نیک دستور بده و از کار بد نهی کن، و در برابر مصائبی که به تو می رسد شکیبا باش. این ها از کارهای (اساس و مهمی) است که باید بر آن عزم را جزم کرد و ثابت ورزید. و با تکبر و بی اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو، چرا که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست نمی دارد. و در راه رفتن اعتدال را رعایت کن و (در سخن گفتنت) از صدای خود بکاه (و فریاد مزن) چرا که زشت ترین صداها، صدای خران است».

بنابراین نظام اخلاقی اسلام تنها وعظ و چند تا دستور و حکم نیست که احکام اخلاقی غیر از نظام اخلاقی است.این نظام با شناخت ها شروع می شود و به عشق ها گره می خورد....عظمت این نظام اخلاقی این است که دستور نمی دهد،بلکه تبدیل می کند.

پس ضرورت دارد که در باره ی اساس صحیحی که ممکن است اخلاق انسانی بر اساس آن محکم و استوار، بنا شود، بحث و کاوش کنیم؟ حقیقت این است که این تنها بحث و کاوش علمی نیست، بلکه ضرورتی واقعی از ضروریات روزمره زندگی می باشد. خصوصاً در این عصر پرآشوب که بر ضرورت و اهمیت مسائل اخلاقی افزوده است، قطعاً بحث از چنین اساس اخلاقی از مهم ترین و ضروری ترین مسائل زندگی به شمار خواهد آمد.

معنای لغوی اخلاق

اخلاق در لغت به معنای طبیعت و سرشت است . دکتر عبدالکریم زیدان در این مورد چنین می فرماید: «اخلاق، مجموعه ای از معانی و ویژگی های مستقر و ثابت در نهان انسان است که در پرتو آن، رفتار در نظرش نیک یا زشت نشان داده می شود و از این رو، فرد یا به انجام آن اقدام می نماید یا از انجام آن خودداری می ورزد.» ( غزالی امام محمد، ۱۹۹۵م،ج۳،ص۴۶)

 

 



نوع فایل : word
اندازه فایل : 11
قیمت : 3000
خرید