iNetDoc

کامل ترین منبع دانلود مقاله و تحقیق

پایان نامه بازتاب عرفان و سنن هرمسی در اندیشه ی شیخ محمود شبستری

نوع : word - قیمت :250000 تعداد صفحه : 141

بخشی از تحقیق : 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                     صفحه

چکیده 1

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1- بیان مسأله 5

1-2- اهداف تحقیق. 5

1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق. 5

1-4-سوالات و فرضیه های تحقیق. 5

1-5-روش اجرای تحقیق. 6

1-6-پیشینه ی تحقیق. 6

فصل دوم: ادبیات و پیشنه ی تحقیق

2-1- توضیحاتی درباره چندشخصیت.. 9

2-2-1- هرمس:اطلاعاتی ازصفحه ی قبل. 10

2-2-1-1- طاط. 10

2-2-1-2- اخنوخ. 10

2-2-1-3- هوشنگ.. 11

2-2-1-4- اورمزدوبوداسف.. 13

2-2-1-5- هرمس و88 عطارد 14

2-2-1-6-هرمس و بلیناس حکیم. 14

2-2-1-7 -الیاس و ادریس... 15

2-2-1-8- ادریس(ع) در روایات و کتب حدیث.. 17

2-2-1-9- ادریس (ع) در قرآن کریم. 18

2-2-1-10- ادریس در ادب فارسی. 19

2-2-1-11-هرمس در ادبیات فارسی. 20

2-2-  اسامی دیگر هرمس در ادبیات فارسی. 21

2-2-1-  الیاس در ادب فارسی. 21

2-2-2- هرمس در اساطیر یونان و روم 22

2-2-3-سنت هرمسی در آئین اسلامی. 24

3-2-4- هرمس مثلث.. 28

2-2-4-1- هرمس اول. 28

2-2-4-2- هرمس دوم 29

2-2-4-3- هرمس سوم 29

2-3-  مکتب هرمسی و تأثیر آن در تمدن های دیگر. 30

2-4- هرمس و هرمونتیک.. 30

فصل سوم: هرمس و شبستری،عرفان و تصوف

3-1 عرفان و هدف آن. 33

3-2 تصوف و تفاوت آن با عرفان. 35

3-3- پیوند عرفان و تصوف با شعر و ادب.. 39

3-4  خاستگاه عرفان و تصوف.. 40

3-5 پیشینۀ عرفان و تصوف.. 42

3-6 عرفان و تصوف ایرانی. 43

3-7 شیخ محمود شبستری. 44

3-7-1- آثار شبستری. 45

3-7-2- گلشن راز 46

3-7-3- میانی عرفانی در گلشن راز 48

3-8- اوضاع تصوف در قرن هشتم هجری. 53

فصل چهارم: نگره های هرمسی در گلشن راز شبستری

4-1-تجلی. 55

4-2-مقام انسان. 57

4-3 تفکر در ذات حق. 58

4-4تجرید. 59

4-5 نظم خلقت جهان. 61

4-6- تفکر در آفاق. 64

4-7 وحدت وجود 65

4- 8 بازگشت به اصل. 67

4-9 خودشناسی. 68

4-10تناسخ. 70

4-11کشف و شهود 71

4-12جهاد با نفس... 73

4-13- سکوت و عدم افشای راز 74

4-14پیر و مرشد. 76

4-15- در خلقت انسان. 78

4-16- انسان کامل. 80

4-17-خلق مدام 82

4-18-کوشش و کشش... 83

4-19- معاد روحانی. 84

4-20-سپاسگزاری از خداوند. 86

4-21- نیکی. 87

4-22تضاد ذاتی. 88

4-23 روح. 89

4-24- عقل اول. 90

4- 25 امانت انسان. 92

4-26 نور 93

4-27- صفات ذمیمه 94

4-28 بقای خداوند. 96

4-29 جبر و اختیار 97

4- 30 تقدس عدد هفت.. 100

4-31تسبیح خداوند. 103

4-32 مرگ.. 104

4-33 تحیر. 106

4-34- وحدت در کثرت.. 108

4-35 مثل افلاطونی. 110

4-36-زن. 111

4-37عدل و عدالت.. 113

4-38-عقل. 116

4-39- افلاک و سیاره ها 119

فصل پنجم: نتیجه گیری

5-1-نتیجه گیری. 124

منابع و مآخذ

منابع فارسی. 126

چکیده انگلیسی. 130

مقدمه

در آینه گذشته می توان رخسار مردان خدایی را دید، که بر نفس خویش لگام زدند و به امید فرجام بودند و راستی را پیشه کردند، به خود سخت گرفتند تا دیگران راحت یابند و این را هنر زندگی نامیدند. اگر چه در عصر باستان می زیستند ولی آوازۀ زندگی آنان به روزگار ما رسیده است؛ شاید سّر این جاودانگی این است که به نوعی، به حقیقت، آنان نیز ماند. شاید ما نیز چون در آینۀ تاریخ به آنان نظر کنیم، سیمای خود را بیابیم زیرا حقیقت، سبب وحدتِ واصلان حقیقی است.

     هرمس یکی از آن نام هاست که سالکان و پویندگان طریقت در وادی حقیقت با آن روبرو می شوند آیین هرمسی بسیار قدیمی است . سنت ها و آثاری به وی نسبت می دهند که دست به دست گشته است و به روزگار ما رسیده است. چند و چون در حقیقت این ماجرا دلکش است ولی دلکش تر آن است که سخنان او و طرز فکر و شیوۀ حقیقت جویی وی بر جای مانده است. گرد و غبار زمان ، بر حقیقت آن نشسته است، ولی خوشبختانه آن را از بین نبرده است.

      آنچه از او بر جای مانده است، منسوب به سالهای بسیار دراز است ولی حقیقت حرفهای او هنوز باطراوت به نظر می آید. « ادیان روحانی تر و غنی تر از آئین هرمس، در روزگار ما بسیار می توان یافت ولی جالب این است که حرفهای جملگی نظیر و شبیه هم اند. یعنی اگر ادیان وحدت دارند، در این است که به مقام و منزلت آدمی اعتنا کرده اند و آن را رفیع ساخته اند».(فرک، گندی،1384، 5)  

     اگر چه هرمس واژه ای یونانی است، ولی در فاصلۀ قرنهای اول تا چهارم میلادی، زمینۀ شکل گیری نوشته هایی در فرهنگ غربی فراهم شد که از«سویی با تعالیم و آموزه های انبیای عهد عتیق و از سویی با تعالیم دانایان و اساطیر یونانی، مصری، ایرانی، و بابلی پیوندداشت». (کلباسی اشتری،1386، 8) .

این پایان نامه شامل پنج فصل است، که فصل اول کلیات تحقیق و فصل دوم به طور مفصل در مورد هرمس و سنت او و چگونگی نفوذ اندیشه او در اسلام و بهره مندی ابن عربی و پیروانش از وی می باشد ، که شیخ محمود شبستری خود یکی از پیروان و تابعان بنام ابن عربی از مکتب هرمسی است و همچنین در مورد شیخ محمود و مبانی عرفان او و اوضاع عرفان تصوف در زمان حیات او. فصل سوم نیز در مورد عرفان و تصوف و خاستگاه آن و تأثیرعرفان بر شعر و ادب است.

فصل چهارم استخراج نگره ها و عقاید و مبانی عرفانی مشترک که در متون هرمس و گلشن راز شیخ محمود شبستری نمود یافته است.

فصل پنجم نتیجه گیری و پاسخ به سئوالات و فرضیه هایی که در کلیات به آنها اشاره شده است.

اکنون که این رساله با اتکال بر خداوند متعال به پایان رسیده است بر خود واجب می دانم که از زحمات بزرگان و سروران عرصه سخن و ادب خانم دکتر قاسمی که با راهنمایی های گرانقدر خود، طی کردن راه سخت این پژوهش را بر اینجانب هموار نمودند کمال تشکر و قدردانی را به عمل بیاورم و عمری دعاگوی زحمات بی شائبه ایشان باشم.

 

 

 

-1- بیان مسأله

مساله اساسی، مطالعات مربوط به هرمس و مکتب هرمسی و کشف و بازشناسی و استخراج بن مایه های عرفانی مشترک  در دیدگاههای شیخ محمود شبستری و هرمس است.

نگارنده در این رساله قصد دارد که نگره های هرمسی را در گلشن راز شیخ محمود شبستری، که در بردارنده اندیشه های عرفانی کهن فارسی است و در آن بیان مفاهیم صوفیانه با شور و شوق و روانی ویژه ای همراه گردیده است، استخراج کند.

نخستین پرسش در زمینۀ بحث حاضراین است که اساساً هرمس کیست و چرا و چگونه منشأ ظهور نوشته ها یا سنتی علمی- فلسفی و عرفانی به این  نام شده است. در پاسخی کوتاه  می توان گفت هرمس را معادل افراد گوناگونی در فرهنگ های مختلف دانسته اند و شاید آنچه باعث این تطابق شده است به وجوه مشترک این شخصیت ها باز می گردد.

1-2- اهداف تحقیق

1-اهداف کلی مورد نظر این رساله، چنان که از عنوانش برمی آید،عبارتست از: معرفی دیدگاهها و عقاید و سلوک عملی و مبانی عرفانی هرمسی است که در گلشن راز جلوه یافته است.

2- تجلی مبانی اعتقادی و عملی مکتب هرمس در گلشن راز شیخ محمود شبستری.

1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

کشف و شناسایی عقاید و اندیشه های هرمس و آثار بزرگان ادب چون شیخ محمود شبستری علاوه بر کمک به فهم و درک هر چه بیشتر آنچه منظور نظر ایشان بوده، باعث انس و الفت بیشتر دوستداران ادب فارسی و لذت بیشتر از همنشینی و همراهی با کلام ایشان است. بنابراین شناسایی هر چه بیشتر آثار بزرگان و کشف و مقایسه اندیشه های آنان کاری در خور علاقه    و توجه است.

1-4-سوالات و فرضیه های تحقیق

  • آیا می توان رد عرفان هرمسی را در گلشن راز شیخ محمود شبستری یافت؟
  • کدام حوزه از گسترۀ عرفان بیشتر در اندیشه های هرمس و آثار شبستری نمود یافته است؟

فرضیه ها

  • شیخ محمود شبستری از اندیشه های عرفانی هرمس بهره گرفته است.
  • وحدت وجود، کشف و شهود و تکثر در آثار هر دو مشهود است.

1-5-روش اجرای تحقیق

      از میان روشهای گوناگون تحقیق و پژوهش، روش ویژۀ  علوم انسانی و آن شاخه از دانش های        نظری که به مشاهده و بررسی از نزدیک با سوژۀ مورد مطالعه راه نمی برد، دستور کار رسالۀ حاضر قرار گرفته است.

     تحقیق و بررسی  نگره های هرمسی موجود در گلشن راز شیخ محمود شبستری تنها از طریق آثار پیشین پژوهندگان این رشته و در فضای کتابخانه ممکن می گردد. خوانش متون عرفانی و تصوف و شرح های بسیاری که بر گلشن راز نوشته شده و هم چنین بررسی اطلاعات دریافتی جهت دستیابی به نتیجه، در کتابخانه و اینترنت امکان دارد.

   در نگارش مطالب کوشیده ایم تا از تکرار مکررات خودداری ورزیم و از ذکر یافته های پیشین پژوهندگان، که از بسیاری تکرار به حوزۀ بدیهیات راه یافته اند خودداری شود و مجال پژوهش به ذکر نکات تازه تر اختصاص یابد.

بدین ترتیب ابزار کار ما در پژوهش، منابع نام برده در پایان رساله است.

1-6-پیشینه ی تحقیق

درباره ی هرمس و شیخ محمود شبستری به طور جداگانه آثار متعددی وجود دارد. در زمینۀ هرمس و سنت هرمسی و مکتبی که از آن اوست کتابها و مقالات اندکی وجود دارد، برخی از این آثار که به این مطالعه مربوط اند عبارتند از :

1-هرمس و سنت هرمسی از دکتر حسین کلباسی اشتری که در مورد هرمس و مکتوبات آن و سنت هرمسی در عالم اسلام توضیح می دهد.

2-مقالاتی از دکتر سید حسین نصر و دکتر گوهری که در مورد مکتب هرمسی و نفوذ آن در اسلام توضیحاتی داده اند.

بر کتاب گلشن راز شبستری شروح فراوانی نوشته شده که مهمترین آنها شرح محمد لاهیجی است. که بر این شرح تعلیقات و حواشی زیادی نوشته شده مانند حواشی جواد نوربخش- حواشی خالقی و کرباسی- حواشی کیوان سمیعی

و همچنین کتاب فراسوی ایمان و کفر شبستری از لئونارد لویزن با ترجمه مجدالدین کیوانی

در هر حال در مورد هرمس و شیخ محمود شبستری به طور جداگانه کار فراوان انجام شده و اندیشه های شبستری در حوزه های عرفانی به فراوانی بررسی شده ولی در مقایسه با هرمس و تحقیقاتی که این دو را با هم مقایسه کرده باشد برخورد نکردم و این کار از این جهت تازگی دارد.

 

افلاطون دربارۀ هرمس چنین می گوید :«نام هرمس گمان می کنم نمودار سخن گفتن و ترجمه کردن و پیام بری و دزدی و مغلطه و سوداگری باشد. چنانکه می دانی سخنوری و زبان آوری هستۀ مرکزی همۀ کارهاست، از دو جزء نام او، یکی چنانکه گفتم، به معنی سخن گفتن است و دیگری به قول هومر به معنی اندیشیدن. قانونگذار با توجه به اینکه آن خدا سخن گفتن و اندیشیدن را آفریده، به ما دستور داده است او را (آی ره مس) بخوانیم و بعدها آن نام را برای اینکه زیباتر کنند، دگرگون ساخته و به صورت هرمس درآورده اند و اینکه(پان) فرزند هرمس، طبیعتی دوگانه دارد بی علت نیست، می دانی که سخن نمودار همه چیز است و می توان آن را پیچاند و گرداند. به علاوه، دارای دو جنبه است، گاه راست است و گاه دروغ.»(افلاطون 1376؛ 766).

مقدمتاً باید اشاره داشت که نام هرمس به دلایل گوناگون با نام کسانی چون اخنوخ، ازیریس، الیاس، عطارد و به ویژه ادریس در فرهنگهای دینی و غیردینی پیوند یافته است، پیوندی که عمدتاً به سبب مشابهت خصوصیات شخصیت های یاد شده با ویژگی های هرمس در سنت یونانی می باشد.

«پیروان او در هر موقعیتی که به سر می برند، او را پیامبر ربانی می شمردند که بنیانگذار همۀ معرفتها است و در هر حال حتی قبل از پیدایش مکتب عقلی خاص منسوب به هرمس در نتیجۀ برخورد دو تمدن مصری و یونانی این شخصیت به عنوان یکی از مشهورترین الهه های هر دو تمدن به خوبی شناخته شده بود،» «گوهری،مجله فرهنگ،» «چنانکه در اساطیر یونان از هرمس به عنوان فرزند زئوس و مایا نام برده شده و بعدها نیز همین شخصیت در نزد رومیان با نام مرکوری شناخته می شده است. » (همانجا)

2-1- توضیحاتی درباره چندشخصیت

       همان طور که در مقدمه بیان شد این شخصیت در اکثر تمدن های قدیم به صور و اشکال مختلف ظهور کرده است به طریقی که این مظاهر شباهت های عمیقی با یکدیگر دارد ولی به نظر می رسد که همة این ویژگی ها از آن یک شخص واحد نباشد. اکنون به معروفترین این اسامی در فرهنگ های مختلف با توضیحاتی مختصر دربارۀ آنها می پردازیم.

2-2-1- هرمس:اطلاعاتی ازصفحه ی قبل

2-2-1-1- طاط

       «یکی از الاهه های مشهور و مهم مصری «توت»، «تحوت»، «طاط» یا «تاهوتی»است که با صفت » المثلث العظمه» شناخته شده و به «طوط اکبر» معروف بوده است.» (کلباسی اشتری، 1386؛ 25)

        خدای مصری طاط یا تاهوتی نام یکی از ایزدان مصری است که در وهلۀ اول یک خدای قمری به شمار می آمد و با نشان مشخص خود که یک لک لک بوده شناخته می شد. معبد اصلی او در اونو یا خنومر در وسط مصر قرار داشت و یونانیان آنرا «هرمپولیس» نامیدند. بعداً او به صورت خدای حکمت و طب و نوشتن و معماری درآمد و همیشه با جفت خود«نهر ماوت» که همان طبیعت کلی و نیز حکمت  سوفیا  است ظهور می کرده»(دکتر نصر 1371؛ 145). طاط همچنین زبان و قلب خداوند مطلق شمرده می شد. یونانیان حدود سدۀ پنجم پیش از میلاد طاط مصری را هرمس نام نهادند. طاط در نظر مصریان خدای اندازه گیری و سنجش و محاسب حرکت افلاک بود.

    هنگامی که خدای یونانیان، هرمس، با طاط مصریان تلفیق یافت و هرمس بانی مکتب هرمسی پدیدار گشت جنبۀ صرفاً الهی و ملکوتی طاط از بین رفت.

2-2-1-2- اخنوخ

علاوه بر کتب و مراجع تاریخی منابع متعددی از میان تفاسیروجود دارند که برابری نام ادریس و اخنوخ را تصدیق می کنند. در تاریخ الحکمای قفطی آمده است : « می گویند: هرمس معرب ارمیس است. اسم او به یونانی طرمیس است و به عبرانی خنوخ و معرب آن اخنوخ است و باری در کتاب مبین آن حضرت را ادریس خوانده است.» (قفطی، 1374؛ 7)

      به عنوان شاهد دیگر، در ادبیات فارسی نیز به یکی بودن اخنوخ و ادریس اشاره شده است

کجا نامش اخنوخ خوانی همی                   گر نامش ادریس دانی همی

(اسدی طوسی)

                    چنان کرد فرزانه زآن مرد یاد                    کز اخنوخ پیغمبرش بُد نژاد

 (همان به نقل از لغت نامۀ دهخدا ذیل واژۀ اخنوخ، 1328، جلد 5 ، 1529)

در سفر پیدایش که تاریخ آفرینش انسان را بیان می کند، بعد از خلقت آدم توسط خدا و تولد پسر او یعنی شیث، به ترتیب به تولد انوش، قینان، مهلاییل و یرد اشاره می کند و در ادامه می گوید: «یرد یکصد و شصت و دو سال زندگی نمود. اخنوخ را تولید نمود، و یرد بعد از تولید نمودش اخنوخ را، هشتصد سال زندگی نمود، پسران و دختران را تولید نمود و تمامی روزهای یرد، نهصد و شصت و دو سال شد و وفات نمود و اخنوخ شصت و پنج سال زندگی نمود، متوشلح را تولید نمود و اخنوخ بعد از تولید نمودش متوشلح را، سیصد سال با خدا سلوک نمود و پسران و دختران را تولید نمود و تمامی روزهای اخنوخ سیصد و شصت و پنج سال شد؛ اخنوخ با خدا سلوک نمود و بعد از آن ناپدید شد، چه خدا او را گرفته بود.» (گلن و مرتن، 1380، 9)

 در رساله بن عبراییان علت عروج اخنوخ به آسمان، ایمان او ذکر شده است« به سبب ایمان، اخنوخ منتقل گردید تا مرگ را ندید و یافت نشد از آن رو که خدا او را منتقل نمود و پیش از انتقالش شهرت یافته بود که خدا از وی راضی است»(همان،61)  

در رسالۀ یهودا نیز آمده است که« اخنوخ پشت هفتم ازآدم، درباره عاقبت و ضلالت و ویژگی کافران، اخباری نقل کرده است»  (همان، 499).  

 از عبارت های کتاب مقدس دربارۀ اخنوخ این نتایج به دست می آید که او از نسل هفتم آدم است و سیصد و شصت و پنج سال عمر نمود و سپس از زمین پر کشیده.

در اثر تشابه فراوانی که میان ادریس در قصص اسلامی و اخنوخ عهدین وجود دارد گاه تفکیک آنها از یکدیگر ناممکن می نماید و تأثیر داستانها و روایات گوناگون و ورود اسرائیلیات در این پیوستگی و امتزاج آنها چنان نیرومند است که پرداختن به ادریس بدون شناخت اخنوخ مشکل به نظر می آید. (کلباسی اشتری، 1386، 32).

2-2-1-3- هوشنگ

     کتب تاریخی  که به تاریخ ایران باستان و دورۀ پیشدادیان پرداخته اند از شخصیتی به نام هوشنگ نام می برند در برخی متون و منابع تاریخی ایران باستان، کیومرث را نخستین انسان می دانستند و هوشنگ نوۀ اوبه شمار می آمد در کتاب تاریخ گزیده آمده است:

«هوشنگ بن سیامک بن کیومرث بعد از جدش پادشاه شد. نام او بوم شاه است و به سبب آنکه هوش و هنگ یعنی دانایی بسیار داشت او را هوشنگ خوانند. در عدل و داد کوشید و درِ ظلم و جور را بست. چون پیش از او داد ندیده بودند او را پیش داد لقب کردند بعضی او را ایرانی خوانند و گویند ایران زمین به او منسوب است... از معادن و بحار بعضی فلزات و حلیاّت، او بیرون آورد. از آثار او شهر شوش و شوشتر و اصطخر فارس است. ادریس پیغمبر معاصر او بود علیه السلام. مدت پادشاهی او چهل سال بود.»( مستوفی،1361، 82).

هم چنین بلعمی در کتاب خود در مورد هوشنگ چنین می نویسد :

«و از آن پس هوشنگ پادشاهی بگرفت و چنین گویند کین هوشنگ نه پسر کیومرث بود، چه پسر مهابیل بود، هوشنگ پادشاهی همۀ زمین بگرفت، و جهان آبادان کرد، و خلق را به خدای خواند، و بردین مسلمانی بود و نخست کسی که تخته ببرید از درختان و در گرد خانها را او بود، و کانهای زر و سیم و مس و روی و آهنین بیرون آورد و کاریز فرمود کندن تا آب از زمین بیرون آورد و شهر کوفه بنا کرد، و شهر شوش گویند او بنا کرد و آبها در جویها او براند و آبادانیها کرد و فرشها او فرمود کردن که بر زمین بازکشند و این مویها که درپوشند او پدید کرد، چون روباه و سمور و سنجاب، و هرکسی بدو دعوی کنند از فضلش، و سگان را شکار او آموخت، و دیوان از ناحیتها او بیرون کرد، و داد داد به میان خلق اندر. و هر کسی به فضل او مقر آمد. مغان پیش دادش خوانند و گویند چهل سال پادشاه بود و پس بمرد، و اندر سال هوشنگ خلاف بسیار است.» (بلعمی، 1388، 86).

 

 



نوع فایل : word
اندازه فایل : 141
قیمت : 25000
خرید