iNetDoc

کامل ترین منبع دانلود مقاله و تحقیق

مقایسه انقلاب ایران و فرانسه

نوع :word - قیمت : 3000

مختصری از تحقیق : 

مقايسه انقلاب ايران و فرانسه

حال با بررسي انقلاب ايران در سال 1357 ه.ش (1979  م )  و انقلاب فرانسه در سال 1789 م

به گوشه اي از شباهتها و فرقهاي اين دو انقلاب اشاره مي كنيم. و از طرفي به عظمت انقلاب اين ملت عظيم و فهيم پي خواهيم برد.

موقعيت اقتصادي

گفته شد قدرت اقتصادي نظام حاكم بروز يك انقلاب را به تعويق مي اندازد.

در فرانسه شرائط اقتصادي قبل از انقلاب بسيار وخيم و هولناك بود بطوريكه درك دورلئان (نائب السلطنه) در سال 1785 م مي گويد:

ديناري وجه نقد در خزاين سلطنتي و صندوق هاي عايدات نداريم كه بتوان الزامي ترين مخارج را پرداخت. چون به امور مالي رسيدگي مي كنم، مي بينم خالصجات دولتي فروخته شده، عوايد دولتي تقريبا معدوم گرديده و عيدات عادي نيز به عنوان مساعده به مصرف دسيده و انواع و اقسام اسناد تعهد آور مالي دولتي در دست مردم است كه به مبالغ هنگفت بالغ شده و حتّي محاسبه و تعيين ميزان آن ها نيز از توان خارج است.“

و حال آنكه در ايران، در اواخر حكومت شاه، رژيم ايران در مطلوب ترين سطح از قدرت اقتصادي قرار داشت كه در تمام دوران سلطنت 57 ساله رژيم پهلوي بي سابقه بود. با افزايش سريع و غير قابل پيش بيني درآمد نفت، رژيم ايران نه تنها تبديل به يكي از دولتهاي ثروتمند شد، بلكه جامعه ايراني را به يك جامعه كاملا مصرفي تبديل كرد. و بر خلاف رژيم هاي فرانسه و روسيه ، نه تنها دولت مقروض نبود، بلكه به بسياري از دولتها وام هاي سخاوتمندانه اي اعطا كرده بود و از ذخاير ارزي قابل توجهي برخوردار بود.

موقعيت نظامي

از مهم ترين و در عين حال محسوس ترين ابزار قدرت و اعمال حاكميت هر رژيم سياسي به ويژه نظام هايي كه با بحران ها و فشارهاي داخلي مواجه مي باشند و نياز به تهديد و ارعاب و احيانا سركوب حركتهاي معارض و مخالف خود را دارند، قدرت نظامي آن ها مي باشد. هرگاه در يك نظام سياسي، قدرت نظامي از انسجام لازم برخوردار نباشد و روحيه خود را در اثر شكست هاي پي در پي از دست داده باشد و هم چنين دولت به خاطر مشكلات اقتصادي امكان تأمين تداركات و خواسته هاي آنها را نداشته باشد. و در نهايت قدرت نظامي اعتقاد و ايمان خود را به رژيم سياسي از دست بدهد، قدرت سياسي ديگر قادر به بهره برداري از چنين نيرويي براي سركوب قدرت اجتماعي معارض نخواهد بود. بلكه نظاميان، خود به صورت يك مدعي خطرناك در مي آيند و احياناً به گروه هاي اجتماعي مخالف خوهند بپيوست و احتمال سقوط قدرت سياسي را شديداً افزايش خواهند داد.

فرانسه در طول پنجاه سالِ قبل از انقلاب مدت 26 سال در جنگ و منازعات مهم بين المللي بود و در اين منازعات، نه تنها جز يك ايالت چيزي به دست نياورد، بلكه دچار شكست ها و خسارت هاي عظيم مالي و جاني شد و قابل پيش بيني بود كه افسران ارتش به سركوب انقلاب بي علاقه باشند و اين امر موجب اختلاف و تضاد سياسي و اجتماعي شود به طوري كه نهايتاً هر حركتي را براي سركوب مخالفين پادشاه و طبقات محافظه كار مسلط، غير ممكن مي ساخت و زمينه را براي پيروزي انقلاب فرانسه مهيا مي كرد.

امّا ارتش شاهنشاهي ايران بر خلاف فرانسه در طول حداقل 57 سال قبل از پيروزي انقلاب، در هيچ جنگ خارجي مهمي شركت نكرده بود. محمد رضا شاه بيش از هر پادشاهي در ايران به نيروهاي مسلح توجّه داشت. او به عنوان فرمانده نيروهاي مسلح، احساس مي كرد كه يك ارتش قوي و نيرومند و درعين حال وفادار به پادشاه ، نه تنها مي تواند حافظ نظام سياسي او در برابر مخالفين باشد، بلكه با توجّه به جاه طلبي ها مي تواند ابزار و اهرم لازم را براي دخالت در امور منطقه و پيشبرد اهداف بين المللي او فراهم نمايد.

ميتوان با قاطعيت ادعا كرد فرانسه در زمان انقلاب با توجّه به شكستهاي پي در پي در جنگ هاي متعدد، از نظر نظامي در ضعيف ترين و نامطمئن ترين وضعيت بوده اند، ارتش هاي آن ها نه تنها حمايت لازم را از نظام سياسي حاكم نمي كردند، بلكه نسبت به انقلابيون گرايش نشان داده و حتي به آنها مي پيوستند. در حالي كه ارتش ايران از نظر نيرو و تجهيزات در بهترين شرايط بود و جز در موارد استثنايي و آن هم به صورت پراكنده، تا آخرين لحظات عمر رژيم نسبت به نظام وفادار باقي ماند و غالباً در سركوب انقلابيون نيز كوتاهي نكرد.

حمايت هاي بين المللي

پادشاهي فرانسه در قرن 18 با توجّه به جنگ هاي طولاني كه لويي پانزدهم و شانزدهم با كشورهاي همسايه خود منجمله اتريش، روسيه، انگليس و اسپانيا داشتند، نه تنها در شرايط بحراني دوران انقلاب از حمايت آن ها برخوردار نبود، بلكه همة اين دول در جهت تضعيف لويي شانزدهم تلاش كردند و متقابلا به حمايت از گروه هاي معارض و مخالف برخاستند .



نوع فایل : word
اندازه فایل : 14
قیمت : 3000
خرید